۰
تاریخ انتشار
دوشنبه ۱۹ شهريور ۱۳۹۷ ساعت ۱۰:۲۹
گفتگو با شادی غفوریان نویسنده، کارگردان و بازیگر جوان تاتر مشهد

" دویدن در میدان مین"

" دویدن در میدان مین"
تکتم حسین پور/سرویس هنر خبرگزاری رضوی
سال ۸۱ با بازی در نقش گوهرشاد خاتون در نمایشی به نویسندگی سعید تشکری و کارگردانی رضا حسینی  بازیگری تاتر را به صورت جدی آغاز کرده و در نخستین تجربه اش جایزه بازیگری اول را از جشنواره تاتر دانشجویی فجر بدست آورده. کار تاتر را با چند سال وقفه به خاطر ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد مترجمی زبان، از سال ۹۴ به شکل جدی تر ادامه داده. کم کار است اما موفقیتهایی که تا کنون کسب کرده نشان دقت و وسواسی است که در کارش به خرج می دهد. 

توقعم بیش از اینها بود
در یک ظهر گرم شهریوری دقایقی مهمان شادی غفوریان نویسنده و کارگردان جوان تاتر مشهد هستم. گفتگویمان را با سوالی درباره موفقیتهای تازه ترین کارش- هزار فرسنگ زیر دریا- در جشنواره تاتر استانی رضوان آغاز می کنم. 
-  احتمال می دادید کارتان دیده شود؟ 
-« راستش توقعم بیش از اینها بود. دلم می خواست حداقل نویسندگی کار هم از سوی داوران دیده شود اما صرفا کاندیدا شد. »
- از نحوه ی داوری راضی بودید؟
-« به هیچ وجه نمی خواهم کلیت داوری را زیر سوال ببرم و بگویم سلیقه ای است. به هر حال در طی همین داوری، بازیگری و طراحی صحنه نمایشم جایزه اول را گرفته اند. ولی با توجه به بازخوردهای بسیار مثبت که از مخاطبان گرفته بودم، اینکه نویسندگی کار دیده نشد کمی دور از انتظار بود. هزار فرسنگ... متن برگزیده سال ۹۵ است و دو بار توسط انتشارات آراد طوس مشهد و انتشارات ورا( بوتیمار سابق) تهران به طور مستقل چاپ شده و بازخوردهای خیلی خوبی داشته. موضوعی که کمی سوال برانگیز بود اینکه معمولا روال جشنواره تاتر استانی این است که در داوری به متن های بومی توجه بیشتری می شود، اما امسال متنی که اول شد توسط یک غیربومی نوشته شده بود. (جایزه نویسندگی به نمایشنامه "مرد شده" نوشته "آسو بهاری" از تهران تعلق گرفت.) 


روال کار معمولا به این شکل است که متن نمایش به صورت مستقل خوانده و قضاوت می شود؟ یا از روی کلیت نمایشی که روی صحنه می رود؟
«ای
کاش این اتفاق می افتاد و متن به صورت جداگانه خوانده و داوری می شد یا حداقل به آن رجوع می شد و بعد ارزیابی نهایی صورت می گرفت. البته بخشی با عنوان مسابقه نمایشنامه نویسی هم در برخی جشنواره ها وجود دارد که در آنجا فقط متن داوری میشود. اما در بخش مسابقه که اثر به صورت یک کلیت در نظر گرفته می شود متن ها معمولا خوانده نمی شوند. ولی بهتر است به متن هم رجوع شود تا اگر ابهاماتی در کارگردانی هست به این ترتیب حل شود.»

تنهایی، معضل فراگیر دنیای مدرن
- ترجیح می دهید کارهایی که خودتان نوشته اید کارگردانی کنید یا برایتان فرقی نمی کند متن نویسنده دیگری را روی صحنه ببرید؟
-« از آنجا که علاقه و توانمندی ام بیشتر در حوزه نوشتن است ترجیح می دهم کارهای خودم را کارگردانی کنم و به دغدغه شخصی ام بپردازم. تا الان پیش نیامده متن دیگران را کار کنم.»
- تنهایی عمیق انسان معاصر در هزار فرسنگ زیر دریا مضمون برجسته ای است. می شود نتیجه گرفت که این مضمون دغدغه ذهنی شماست؟
-« بله. تنهایی انسان یکی از دغدغه هایم است. اما در هزار فرسنگ به طور خاص به زنان تنهایی که در آستانه میانسالی هستند و به دلایل خانوادگی و اجتماعی قادر به ازدواج نبوده اند پرداخته ام. موضوعی که مدتی است ذهنم را مشغول کرده. در واقع دغدغه اصلی من مسائل مربوط به زنان است. اما این مسائل را می توان به همه انسانها تعمیم داد.»

شادی غفوریان در نمایش قبلی اش عطر تقلبی مضمونی کاملا متفاوت با هزار فرسنگ را انتخاب کرده. از او می خواهم درباره این کار بیشتر توضیح بدهد.
-« عطر تقلبی فضای مدرن تری نسبت به هزار فرسنگ زیر دریا دارد. موضوع این نمایش تاثیر محسوس و نامحسوس روابط فضای مجازی در زندگی حقیقی آدمهای امروزی است. حریم هایی که در زندگی حقیقی وجود دارد و در فضای مجازی نادیده گرفته می شود و... در این کار نویسندگی و کارگردانی و بازیگری انجام دادم که در کارگردانی و بازیگری کاندیدای 
جایزه شدم. بازیگرم عارفه معماریان جایزه بهترین بازیگر اول زن را کسب
کرد و نویسندگی نمایش سوم شد.
دلم می خواهد اتفاق بزرگتری برای هزار فرسنگ بیفتد.



و کار بعدی تان قرار است در چه فضایی روایت شود؟ 
«  فعلا به کار بعدی فکر نمی کنم. درگیر هزار فرسنگ هستم که اگر بشود اجرای مجددی داشته باشم. چون بازخورد مثبتی گرفتم و مخاطبان دوستش داشتند تصمیم گرفتیم دوباره اجرا کنیم. باید مدتی زمان بگذرد و بعد سراغ کار بعدی ام بروم.»
از آنجایی که معمولا در همه جای دنیا کسب جایزه از جشنواره های مختلف مسیر حرفه ای هنرمند را تغییر می دهد، از کارگردان نمایش هزار فرسنگ... درباره تاثیر این جایزه بر ادامه مسیر حرفه ای اش سوال می کنم.
-« خیلی دلم می خواهد اتفاق بزرگتری برای هزار فرسنگ بیفتد، مثلا گروهی در شهر دیگری این متن را کار کنند و مخاطبان بیشتری از جامعه بتوانند این نمایش را ببینند. چون کار دغدغه مندی است و مخاطب می تواند با آن ارتباط برقرار کند.
البته برای کار بعدی متن نوشته شده دارم اما شاید کمی طول بکشد تا انتخاب کنم چه چیزی کار کنم. علاقه اصلی ام نویسندگی است و زمان بیشتری می خواهم برای نوشتن متن خوب. در کل نوشتن از کارگردانی برایم ساده تر است چون یک امر شخصی است و در تنهایی انجامش می دهم اما کارگردانی مدیریت یک گروه است و کار دشوارتری است با مسئولیت بیشتر.

- علاقه شخصی تان به سبک کار کدام نمایشنامه نویس است؟ در خلق آثارتان از فرد خاصی تاثیر گرفته اید؟  
-« کارهای اغلب نمایشنامه نویس های جدید را دنبال می کنم و اینطور نیست که از فرد خاصی تاثیر بگیرم. مطالعه آثار دیگران مثل رفتن به یک رستوران سلف سرویس است که به هر غذایی با هر طعمی ناخنکی می زنی و مزه های مختلف را امتحان می کنی. هر کاری نکات مثبتی دارد که می شود از آنها آموخت.


 شهری با موانع فراوان بر سر راه تاتری ها
چقدر از طرف ادارات و نهادهای دولتی حمایت شدید؟ 
« کار تاتر در مشهد به هیچ وجه راحت نیست. از لحاظ اقتصادی هم معقول و به صرفه نیست. مدتی از اجرای هزار فرسنگ زیر دریا می گذرد اما من هنوز
با سالن تسویه نکرده ام، به عواملم بدهکارم و نه تنها هیچ سودی برایم نداشته که  چند میلیون هم از جیبم باید بگذارم تا بتوانم بدهی هایم را صاف کنم. البته حوزه هنری لطف کرد و سالن برای تمرین و اجرا در اختیارمان گذاشت که کمک بزرگی بود. اما مثلا شهرداری قول داده بود امکاناتی بدهد مثل بنر برای تبلیغات شهری و... که در زمان اجرا هیچ کدام عملی نشد. متاسفانه همه نهادها به صورت شفاهی و کلامی قول حمایت می دهند اما عملا اتفاقی نمی افتد. به ویژه برای گروههای مستقل کار تاتر خیلی سخت است. چون بودجه ای به آنها تعلق نمی گیرد، تبلیغات رسانه ای ندارند و مهجور هستند و با توان شخصی کارشان را انجام می دهند. حتی انجمن نمایش مشهد یا اداره ارشاد هم به اندازه کافی حمایت نمی کنند. ارتباط ما با انجمن نمایش و ارشاد و شهرداری در حد گرفتن مجوزهاست و خدمات دیگری به ما نمی دهند. نهایتا مکانی برای تمرین که آن هم اینقدر امکاناتش محدود است که ترجیح می دهی در یک مکان شخصی تمرین کنی. کلا موانع کار تاتر در مشهد فراوان است.
روال گرفتن مجوز چگونه است؟
-«  ابتدا متن توسط بازخوانها خوانده می شود و اگر تایید شود مجوز می گیرد. در مرحله بعد شورای نظارت نمایش را می بیند و در صورت تایید مجوز اجرای سالن را می گیریم که آن هم مدت زمان خاصی دارد مثلا دو هفته یا یک ماه و...اگر بخواهیم اجرای مجدد داشته باشیم باید دوباره برای مجوز اقدام کنیم. مثلا برای اجرای دوباره هزار فرسنگ... باید روال مجوز را یک بار دیگر طی کنم. متاسفانه خدماتی به گروه یا هنرمند داده نمی شود. وقتی هم قولی داده می شود آنقدر پروسه و بوروکراسی اداری اش طولانی است که گاهی زمان اجرایمان تمام می شود و بعد می فهمیم حتی مدیر آن قسمت نامه درخواست ما را نخوانده است! 
- چقدر امکان جذب اسپانسر برای گروههای تاتری مشهد وجود دارد؟
-«  در اغلب موارد اسپانسر فقط در کارهایی سرمایه گذاری می کند که تجاری هستند یا بازیگران و عوامل سرشناس تهران در آنها حضور دارند. به محض اینکه شما اسم یک
سلبریتی را در نمایشت می آوری سیل اسپانسرها سرازیر می شود. مسلما اسپانسرها برایشان مهمتر است که نام یک بازیگر چهره و معروف روی بنر شهری شان باشد تا نام بازیگر کار من که جایزه اول زن جشنواره را کسب کرده. البته من هم اگر روزی بخواهم از تاتر ارتزاق کنم حتما باید به همین سمت بروم که برایم صرفه اقتصادی داشته باشد اما متاسفانه یا خوشبختانه فعلا از تاتر گذران زندگی نمی کنم و سراغ اسپانسر هم نرفته ام.

بازیگری تاتر، عرق ریختن و ریاضت
 - به بازیگر زن نمایش تان اشاره کردید که برای بازی در هزار فرسنگ جایزه اول جشنواره را کسب کرده. از کار با فاطمه توانا و موفقیتش در ایفای این نقش دشوار بگویید. 
-« این موفقیت اتفاقی نیست که یک شبه افتاده باشد. تمرین ما از اردیبهشت آغاز شد و به این صورت بود که ابتدا دورخوانی داشتیم، بعد تمرین بدنی و میزانسن و حرکت. گام به گام تا نمایش بسته شود. من در طول تمرینها صدای بازیگرانم را ضبط می کنم. یادم هست وقتی بعد از مدتی صدای ضبط شده بازیگران را برای خودشان پخش کردم، پیشرفتشان آنقدر چشمگیر و جذاب بود که خودشان هم باور نمی کردند که در آغاز کار چه خوانشی از نقش داشته اند و به مرور به چه تبدیل شده اند. این اتفاق در یک پروسه چند ماهه شکل می گیرد و یک کار گروهی است. در واقع بده بستانی است میان آنچه من به عنوان کارگردان از بازیگرم انتظار دارم و مطالعه و تمرین و کشف و شهود خود بازیگر که اگر بازیگری مثل توانای من خودش توانا باشد این اتفاق به بهترین شکل ممکن می افتد و نقش، نمایش و توان بازیگر با هم در یک راستا حرکت می کنند و نیرویی مضاعف می شود. در واقع کارگردان و بازیگر مثل چرخهای وسیله نقلیه با هم حرکت می کنند و پیش می روند.

- صحبت از بازیگری شد. برای علاقه مندان جوان تاتر به ویژه بازیگری که تعدادشان هم زیاد است چه صحبتی دارید؟

 -« برای بازیگر شدن اینکه کسی در مدرسه نمایش بازی کرده باشد و استعداد داشته باشد به تنهایی کافی نیست. بازیگر تاتر باید ویژگی های مختلفی داشته باشد.
فاطمه توانا که موفق شده جایزه اول بازیگری امسال را دریافت کند این ویژگی ها را همزمان با هم دارد. مستعد و باهوش است. در کارش منظم است و بسیار سختکوش و پر تلاش و در کنار اینها مطالعه مداوم هم دارد و همه اینها را با هم پیش برده تا نقشش دیده شده. مسلما هر کدام لنگ می زد کارش اینقدر دیده نمی شد. معمولا همه ما زیبایی و زرق و برق دنیای بازیگری را می بینیم. بخشی که روی صحنه هستی و همه تحسینت می کنند. کمتر کسی به پشت صحنه کارت توجه می کند. اینکه کجا بودی و چقدر تلاش کردی تا به اینجا رسیدی و چه سختی هایی را تحمل کردی.»
-« در کارنامه هنری تان چه کاری موضوعات آیینی به ویژه با محوریت امام رضا علیه السلام دارید؟ کارهایی با مضمون مذهبی چه تفاوتی با موضوعات معمولی دارد؟
-« در نخستین کار جدی ام در بازیگری نقش گوهرشاد خاتون را بازی کردم در کاری با نویسندگی سعید تشکری و کارگردانی رضا حسینی که افتخار دادند و در هزار فرسنگ برایم بازی کردند. اما خودم هنوز کاری با مضمون رضوی  نساخته ام. راستش تا به حال  پیش نیامده اما به خاطر علایق شخصی دوست دارم کارهایی با موضوع رضوی و عاشورا در کارنامه ام داشته باشم.  اما معتقدم متنی که از دل هنرمند بر بیاید با چیزی که به او دیکته شود خیلی متفاوت است. هنرمند اگر از لحاظ حسی در زمان درست ارتباطش برقرار شود حتما اثر خوب خلق می کند.

حمایت مسئولین از تاتر به گرفتن عکس یادگاری خلاصه نشود
- و حرف آخر
-«امیدوارم حمایت مسئولین از تاتر به گرفتن عکس یادگاری خلاصه نشود و اجرایی تر باشد. البته این مایه دلگرمی است که مسئولین شهری برای دیدن کار ما بیایند، اما بعد از آن چه؟ این حمایتها باید ادامه دار باشد.»

گفتگویمان تمام می شود. دستگاه ضبط صدا را خاموش می کنم و در حالی که چای خوشرنگ توی استکان کمرباریک را سر می کشم به چهره دلنشین و آرامش نگاه می کنم. لابلای خطوط چهره اش می شود عزم و اراده ای مثال زدنی را حس کرد. شکی نیست که آینده ای روشن پیش روی اوست.
کد مطلب ۳۳۴۴۲
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما