۱
تاریخ انتشار
يکشنبه ۱۱ شهريور ۱۳۹۷ ساعت ۱۲:۴۹
شاعر معاصر کشور در گفت و گو با خبرگزاری رضوی:

شاعران به «جامی» غبطه می خورند که اشعارش در نقاط مختلف حرم امام رضا(ع) جلوه گری می کند/انقلاب در شعر رضوی از قرن دهم

شاعران به «جامی» غبطه می خورند که اشعارش در نقاط مختلف حرم امام رضا(ع) جلوه گری می کند/انقلاب در شعر رضوی از قرن دهم
مخاطبان ما می خواهند بیشتر از شما بدانند....
رضا رحیمی عنبران هستم. ساکن شهر مقدس مشهد و بزرگ شده این شهر پر نور و باصفا و صمیمی. حدود ده سال است که به صورت تخصصی شعر می گویم و بیشتر این اشعار رضوی و آیینی است.
می خواهیم از قله های شعر رضوی برایمان بگویید. از سنایی و دعبل خراعی و....میخواهید از دعبل شروع کنیم....
ببینید در شعر رضوی خیلی کارهای زیادی شده . حضور امام رضا علیه السلام در ایران یک جلوه های پر اثر و با برکتی برای هنر اسلامی داشته است. دعبل و یکی دیگر از شاعران شیعی به مرو می آیند و خدمت امام رضا می رسند. کاری که دعبل انجام می داد این بود که به هجو سلاطینی که با ولایت و امامت موافق نبودند، می پرداخت. از این طرف هم مدح و منقبت اهل بیت را می کرد.
دعبل زبان بسیار تیز و بسیار عاطفی و قرّا داشت. او محضر حضرت رضا می رسد و شروع به قصیده خوانی می کند. به قدری این شعر جانسوز و زیبا بوده که حضرت جدا از آن صله که به دعبل می دهند، عبای خودشان را هم به ایشان می بخشند که حالا چه اتفاقی برای آن عبا می افتد خودش داستان دیگری دارد.
اما شعر دعبل آن روز شعری است و می توانم بگویم فصل جدیدی در ادبیات عرب باز می کند.که مقتل می گوید. در این شعر با حضرت زهرا سلام الله علیها صحبت می کند. مضامین، مضامین مرثیه است. بعد مدح و منقبت اهل بیت را می کند.
 اینقدر این شعر وجه برتری دارد که هدایایی که از سمت علی ابن موسی الرضا نصیبش می شود، اختصاصی است. چون همانطور که گفتم رفیق او که از شاعران شیعی بوده و خدمت ایشان شعر می خواند، آنقدر آن جلوه را نمی کند و این جاست که می توانیم دریابیم که شعر هیئت یا همان مرثیه سرایی از اول برای اهل بیت بسیار عزیز، مهم و مغتنم بوده است.
اولین شعری که در زبان فارسی برای امام رضا(ع) سروده شد منتسب به سنایی است.از این شاعر بزرگ بگویید...
بله. اولین شعر فارسی که برای علی ابن موسی الرضا سروده می شود، توسط سنایی است. در عصر سنایی هنوز کسی برای اهل بیت شروع به سرودن شعر نکرده بود. سنایی می خواست کار خاصی انجام بدهد. او از فضای مناجات و خداوند شروع می کند و
به اینجا می رسد که
دین را حرمی است در خراسان                      دشوار تو را به محشر آسان
همواره رهش مسیر حاجت                           پیوسته درش مشیر غفران
 
که خیلی قصیده قرّا و زیبایی است.  بعد از سنایی ما ملاحسن کاشی را داریم که در قرن هشت و حدود ایامی که حافظ زندگی می کرده ، زندگی کرده است. این هم خوب است که بدانید که ملا حسن کاشی ترکیب بند بسیار کم نظیری را برای امیرالمومنین دارند که خود محتشم به استقبال این شعر رفته است. به نوعی مرجع اشعار علوی محسوب می شود. ملاحسن کاشی هم اشعار بسیار زیبایی در مدح علی ابن موسی الرضا دارند. ابن یمین فریومدی هم همینطور است. یک نگاه خیلی زیبا و عالمانه ای به شعر رضوی دارد. چون ما می گوییم شمس الشموس. وقتی می گوییم یک نفر شمس الشموس است، خورشید خورشیدهاست. این خودش تاویل های مختلف و بحث های مختلفی دارد. ولی شاعری که می خواهد مقام عرفانی و نورانی یک معصوم را به تصویر بکشد، می گوید:
ظلمت و نور جهان، عکسی ز روی و موی اوست             موی او والیل اذا یغضی و روی اش والضحی است
این تعابیر بسیار زیبایی که در اشعار برای علی ابن موسی الرضا به زبان فارسی دیده می شود. این خودش نشان می دهد اگر فردی می خواسته ارادت خود را به ساحت مقدس اهل بیت نشان دهد. اگر شاعر بوده است به زبان شعر، اگر شاعر نبوده، با همان زبان عامیانه خودش به صحبت شروع می کرده است.
 این عرض ارادات ها به ساحت اهل بیت تا قرن نه ادامه دارد که ابن حسام می گوید:
به خوابگاه شهادت مآب مشهد توس                          شهید خاک خراسان، قتیل ظلم و فتن
رضای مرتضوی منزلت که خاک درش                        روا بود که بود توتیای چشم پَرَن
زبوی تربت پاکش اویس زنده شود                                     
نسیم اگر برساند شمیم او به قَرَن
 
او براستی چقدر زیبا و دلبرانه برای علی ابن موسی الرضا شعر می گوید. از قرن ده به بعد انقلاب عجیبی در ادبیات فارسی داریم. آن هم این است که در دیوان کمتر شاعری است که شعری از علی ابن موسی الرضا پیدا نکنید.به نوعی مُهر تایید همه شعرا برای کارنامه های شعری خودشان این بوده که حتما نامی از علی ابن موسی الرضا بیاورند.
بعد از آن به قرن یازدهم می رسیم، و با صائب تبریزی روبرو می شویم. صائب دو کار خیلی عالی برای علی ابن موسی الرضا دارد. تا به حال شده فکر کنید که 400 سال پیش اوضاع حرم چگونه بوده است؟ 600 سال پیش حرم چگونه بوده؟ یا ایام ولادت و شهادت علی ابن موسی الرضا چطور بوده؟ خلوت بوده، شلوغ بوده، پر سروصدا بوده، عزاداری بوده؟ مردم چه می کردند؟ آیا فقط اینکه ما لحظه سال تحویل سراغ علی ابن موسی الرضا می رویم، به این چند سال اخیر مربوط می شود؟ صائب جواب این سوال را خیلی زیبا داده است:
از فشار قبر تا روز جزا آسوده است                  آنکه اینجا از هجوم زائران یابد فشار
مشخص است که این ازدحام کنار ضریح علی ابن موسی الرضا در زمان قدیم بوده است. خب این خیلی قابل تامل است.
از شعرهای رضوی معاصر بگویید...
دکتر حسن دلبری بی نظیر هستند. دکتری ادبیات فارسی را دارند. بهترین شهرهای رضوی را به نظر من ایشان دارند.
شغل من آزاد است. تولید و پخش ظروف یکبار مصرف داریم. یک روز من در مغازه بودم و کتاب شعرهایی را که می خوانم را آنجا گذاشته بودم. دیدم بنده خدایی آمد تا از من خرید کند. گفت شما اهل شعر هستید؟ کتاب می خوانید؟ گفتم بله. خیلی راحت گفت: من هم از بچه های شعر خراسانم. گفتم کی؟ گفت دلبری هستم. بعد او را در آغوش گرفتم و بوسیدم. و برایش شعر خودش را خواندم:
اینجا طلسم گنج خدایی شکسته باش               پابوس لحظه های رضایی شکسته باش
هرتکه ات در آینه ای سیر می کند                  یعنی اگر که زائر مایی شکسته باش
جواد اسلامی هم شاعر
رضوی خیلی خوبی است.
می گوید:
سَر از لبریزی نامت چنان مسرور می رقصد                   که جشن گندم است انگار و دارد مور می رقصد
چه کرده جذبه چشم تو با آغوش این تربت                           که زائر قصد اینجا می کند از دور می رقصد
در شعر دیگری می گوید:
دوتا چشم پریشان بر ضریحت بسته ام حالا                            دوتا ماهی قرمز در پس این تور می رقصد
شفا از سمت آن دست مسیحایی اگر باشد                             فلج کف می زند، کَر می نوازد، کور می رقصد
 در شعر رضوی معاصر خیلی شاعر داریم که احساسات زلال شان با حال و هوای حرم رضوی در آمیخته است و کولاک کرده و بی نظیر شده. به برکت علی ابن موسی الرضا در جایی پیدا نمی کنید که کسی شعر برای امام رضا نداشته باشد. یعنی معمولی ترین شاعر هم برای امام رضا شعر دارد. این خیلی خوب است. یعنی همه فهمیده اند اگر می خواهند بازارشان گرم باشد، باید در خونه اهل بیت باشند. همه این را فهمیده اند. چه هنرمند و چه هرکس می خواهد باشد. فهمیده اند که اگر در خانه اهل بیت باشند، بین مردم عزیزید. چون خود اهل بیت عزت دارند. وقتی پیش کسی هستی که عزتمند است، وقتی با کسی راه می روی که خیلی آدم محترمی است، ناخودآگاه تو هم محترم می شوی.
جامی شعر خیلی معروفی برای حضرت دارد...
دقیقا. جامی شعر قابل تاملی دارد. این نکته جالب است که شعر جامی همه جای حرم قابل مشاهده است. این خیلی خوب و عزیز است که ما با یک شعر دائما در تماس هستیم، در حرم جلوی چشم ماست و وقتی می خواهیم به حضرت سلام کنیم بگوییم:
سلامٌ علی آل طاها و یاسین                سلامٌ علی آل خیر النبیین
برای یک شاعر خیلی خوب و زیبا است که شعری از او به یادگار بماند، آن هم در چه مکانی؟ حرم علی ابن موسی الرضا. یک روز یکی از دوستان
ما به من زنگ زد که برای حضرت ابالفضل شعری می خواهیم که این شعر را ببریم و سردر مسجد بزنیم. بعد من گفتم که چقدر خوب است در هر قدمی که نمازگزاران در مسجد می گذارند، این شعر باشد. حال شما تصور کنید چرا باید اعتلای یک شعر اینقدر بالا باشد، شعر یک شاعر چطور می تواند اینقدر اعتلا داشته باشد که به این جا برسد که شعرش در حرم علی ابن موسی الرضا کتیبه شود. شاعران رضوی از این جهت به جامی باید غبطه می خورند. در صحن ها که می رویم، سلام آل طه و یاسین دور ضریح و غیره هست. چند جای حرم ابیات شعر جامی کار شده . مثلا در شبستان ها و غرفه ها و حجره ها همه با خطاطی نوشته شده.
تمام حرف ها را می زند، از ازدحام های حرم می گوید. خب صائب قرن یازده است. سنایی در قرن ششم می گوید: ازدحام حرمت مثل کعبه است. این خیلی قشنگ است. خیلی زیباست که ما در این تاریخ، می توانیم به راحتی پی ببریم که حال و هوای حرم 600 سال پیش چگونه بوده است. در غربت جان دادن امام رضا بابی برای مردم شده است که زمانی که از زندگی روزمره خسته می شوند، زمانی که کلا از دنیا می بُرند، دیگر آخر خط هستند، خسته اند، به حرم می آیند و می گویند:
گر قبولم کنی همین حالا                             به شب امتحان نخواهم خورد
مست دریای چشم های تو ام               باده از استکان نخواهم خورد
تا کلام تو جان برهان است                 حیله از این و آن نخواهم خورد
مردم با علی ابن موسی الرضا راحت می توانند ارتباط برقرار کنند. چون در دیار غربتند. چون همسایه خوبی برای همه غریب ها هستند. این خیلی خوب است. این خیلی موهبت با ارزشی است. ما زیاد پیرامون این اتفاقاتی که در دهه هشتاد برای نسل متولدین 55 تا 65 ایران افتاد، صحبت می کنیم. یک اتفاق خیلی با برکتی بود، آن هم این بود که شور اهل بیت بین این نسل خیلی رواج داشت. من به یاد دارم که پشت پنجره فولاد می رفتیم و می گفتیم :
قوت شب را اگر ندارم هم، از بر نام                          
نان نخواهم خورد، تا نگیرم برات کرب و بلا
من از اینجا تکان نخواهم خورد                      من قراری به سینه می خواهم، کربلا با مدینه می خواهم
شعر رضوی معاصر چه ویژگی هایی دارد؟
شاعران رضوی بدلیل احساس عاطفی که دارند، به کرامات و شفابخشی ها و توجهات حضرت به مردم خیلی پرداخته اند. این خیلی قشنگ است و این مطالب به یادگار می ماند. مگر 500 سال پیش دوربین بوده است؟ چه چیزی جریان ضامن آهو را به دست ما رسانده است؟ جز شعر و حرف های سینه به سینه مطلب دیگری نیست. پس هنر شعر، هنر والایی است. وقتی یک شاعر از کرامات علی ابن موسی الرضا می گوید، این یعنی به ترویج فرهنگ رضوی کمک می کند. چون یک نفر در جایی این شعر را می بیند، همان لحظه با حضرت ارتباط برقرار می کند، همان لحظه دلش می شکند، می گوید آقاجان بطلب. این خیلی دارای ارزش است.
این است که می بینید اکثر شعرهای قدما اینگونه آغاز می شود، اکثر شعرهایشان اینگونه ادامه می یابد و اکثر شعرهایشان اینگونه پایان می پذیرد؛ در مدح علی ابن موسی الرضا. این جزو افتخارات یک شاعر است که ارادت خود را به ساحت مقدس امام معصوم خود نشان دهد. از دیگر ویژگی های مشترک شعر رضوی، این است که همه به شهادت علی ابن موسی الرضا با انگور و شهادت علی ابن موسی الرضا در غربت اشاره می کنند. این نشان می دهد همه به مقاتل و متون تاریخی و فرهنگ رضوی و زندگی نامه امام رضا آگاه هستند و این خیلی قابل تامل است.
و کلام آخر....
کسی که به حرم امام رضا می رود، از همه جا خسته است. راحت می تواند خودش را با امام رضا ببیند و خودش را کنار حضرت حس کند، چون می داند امام هم غریب است. این غریب بودن آقا برای همه کسانی که از روزمرگی هایشان خسته اند، خیلی امتیاز خوبی است. لطف بزرگی است که خدا به ایران کرده و امام رضا(ع) را امام میهمان در این سرزمین قرار داده است.
 
کد مطلب ۳۳۱۳۹
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما