۰
تاریخ انتشار
سه شنبه ۴ ارديبهشت ۱۳۹۷ ساعت ۱۳:۵۵
حجت الاسلام و المسلمین عدالتیان در گفتگو با خبرگزاری رضوی:

تنها با نهی کردن نمی توان جلوی حضور جوانان در جشن و موسیقی ناسالم را گرفت/جوان ما نسبت به مجلس پرنشاط و سالم شوق دارد

تنها با نهی کردن نمی توان جلوی حضور جوانان در جشن و موسیقی ناسالم را گرفت/جوان ما نسبت به مجلس پرنشاط و سالم شوق دارد
سرویس زیارت/ زهرا غفوریان. هفته گذشته برج تجاری سلمان در شهر مشهد شاهد یک برنامه جشن و موسیقی با حضور تعداد زیادی از جوانان این شهر بود که حواشی زیادی را برانگیخت و بار دیگر مسئله رعایت تناسب شادی و نشاط در این کلان شهر با الزامات و شئونات مذهبی آن را مورد توجه کارشناسان قرار داد.
خبرگزاری رضوی در همین زمینه با حجت الاسلام و المسلمین مهدی عدالتیان، صاحبنظر تربیت دینی و مسئول موسسه فرهنگی راه روشن به گفتگو نشست.

به نظر جنابعالی چگونه می توان به نیاز و سلایق و علاقه مندی جوانانی که مراسم عمومی جشن و موسیقی را که بعضا دقت و اهتمام چندانی در تطبیق شئونات فرهنگی ندارند، پاسخ داد؟
نوجوان ها و جوان ها پر انرژی هستند و کارهای با نشاط را دوست دارند. وقتی فرد مسن، مطالبی را به آرامی بیان می کند، جوان استقبال زیادی نمی کند؛ با وجود اینکه ممکن است سخنران مطالب خوبی را ارائه دهد اما همین که با سبک آرام ارائه می دهد، جوان استقبال نمی کند، اما وقتی سخنران پر شور، نشاط و جذاب صحبت کند جوان ها جذب می شوند.
بطور مثال مداحانی مانند آقای محمود کریمی که خیلی جذاب، پرنشاط و پرشور اجرا می کند، می بینید که جوان ها چقدر استقبال می کنند و شور می گیرند و با اشتیاق در جشن های مولودی دست می زنند.
بنابراین می توان نتیجه گرفت که مجالس شادی و اعیادی که مداحان و برخی خواننده های مذهبی، پر نشاط و جذاب اجرا می کنند، باعث جذب جوان های بسیاری می شود و متاسفانه وقتی مدل اجرای مراسم خوب نباشد طبعا مردم جذب محافل نامناسب
می شوند.
ببینید نظر مشهور فقهای ما درباره موسیقی دو قسمت است. یک موسیقی مجاز و دیگری حرام داریم و بنابراین ما موسیقی های مجاز هم داریم.
اگر خواننده های ارزشی به سبک صحیح برای جوان ها اجرا کنند یا سخنران هایی که جذاب و با نشاط باشند و در حین برنامه نیز جوان ها شعارهایی را تکرار کنند، این تخلیه انرژی برای جوان خیلی مهم است؛ بنابراین جوان ما نسبت به یک مجلس و جلسه پر نشاط شوق دارد و استقبال می کند.
بزرگترها و قدیمی های ما می گفتند زمان قدیم که عموما آرد مرغوب در دسترس همگان نبوده است و موادی را با آن مخلوط می کردند، مردم مجبور بودند همان نان را بگیرند چون نان سالم دیگری نبود اما اکنون چنین نیست و مردم از تنوع زیادی برخوردارند از این رو می توان نتیجه گرفت وقتی خلاء و کمبود باشد و برای تخلیه انرژی جوانان جای مناسب و سالمی نباشد طبعا به جای ناسالم رو می آورند و این کم کاری ما مسئولان فرهنگی است که برای جوان ها برنامه های پرنشاط و سالم نداریم که جذب برنامه های پرنشاط اما ناسالم می شوند.
جوان و نوجوان مانند کودکی است که دلش می خواهد بدود حالا اگر ما فضایی در اختیارش قرار ندهیم که بدود و تحرک داشته باشد طبعا در خانه کوچک و آپارتمان می دود و خوب موجب اذیت همسایه ها می شود.
از این رو باید جایگزین داشته باشیم و  یک فضایی به او بدهیم که انرژی خود را تخلیه کند اگر ما بدون جایگزین توقع داشته باشیم که او همین طور آرام باشد این جوان را آرام نمی گیرد و به دنبال مکانی برای تخلیه انرژی خودش می گردد.


برخی
خبرنگاران که در برنامه برج سلمان حضور داشتند از جوانان حاضر در آنجا شنیده بودند که هدف خود را از شرکت در برنامه همین تخلیه انرژی عنوان داشته بودند.

بله. همین سخن تأکیدی است بر همان ضرورت تدارک برنامه هایی برای تخلیه انرژی های جوانی که جمع و متراکم شده است. حالا اگر فضایی باشد اختصاصی دختر خانم ها که آنجا بدوند و دوچرخه سواری و بازی کنند یا در جشن ها شرکت کنند و سرود بخوانند، تخلیه می شوند همین طور برای پسرها  لازم است که جای سالم و خوب برنامه ریزی شود. اما وقتی نباشد آنها کمبود خودشان را می خواهند جبران کنند و با توجه به اینکه آموزش های دینی زیادی ندیده اند در فضاهای ناسالم شرکت می کنند.

یک نکته مهم دیگری که باید مورد توجه قرار داد این است که نمی توانیم صرفا با نهی کردن تنها جلوی این فضاها را بگیریم یعنی باید جایگزین داشته باشیم.
مانند بچه ای که چاقو را برداشته بازی کند اگر ما فقط بگوییم چاقو را زمین بگذار نمی گذارد اما اگر ما یک توپ به دستش بدهیم آن را می گیرد و چاقو را زمین می گذارد بنابراین بحث جایگزینی اصل مهمی است برای تربیت و رشد جوان ها و حتما باید جایگزین حضور داشته باشد.
این نکته را مدنظر داشته باشید که موسیقی هنری است که واقعا می تواند معجزه کند و افراد را در حالت های مختلف قرار دهد.
خود قرائت قرآن هم نت و موسیقی دارد، بعضی از موسیقی ها حالت معنوی ایجاد می کند که ذهن انسان را به یاد خدا و ارزش ها می برد این نوع موسیقی ها رشد آور است.
سرودها هم موسیقی هستند و باید متخصصان
دینی با کارشناسان موسیقی بنشینند و برنامه ریزی ویژه ای برای آن داشته باشند.
من فکر می کنم بیشتر از خود موسیقی آن حالت نشاط و تخلیه انرژی برای جوان مهم است. شما می بینید که جوانهای بسیاری از فوتبال استقبال می کنند و دوست دارند ببینند بنابراین تنها بحث موسیقی نیست و به نظر می رسد اگر به شکل دیگری مشغولیت و نشاط و انرژی برای جوان ها باشد از آنطرف هم آگاهی بخشی صورت گیرد خود به خود از موسیقی های ناسالم فاصله می گیرند.

استفاده از بیان و عبارات و رویکرد رأفت آمیز خصوصا از ناحیه مسئولین در برخورد با جوانان دلمشغول به محافل و موسیقی های نامناسب چقدر اهمیت دارد؟ مثلا گفته می شود همین خواننده مراسم برج سلمان با عبارات مختلف سعی در ایجاد علاقه عاطفی با مخاطبانش داشت که بسیار هم با استقبال جوانان همراه بوده است.
شما درست می فرمایید. ارتباط عاطفی که مسئول فرهنگی با مخاطب برقرار می کند. خیلی موثر است یعنی اگر بچه های ما در مدرسه معلم را دوست داشته باشند نه اینکه مجبور باشند پای حرف او بنشینند تاثیر گذاری بالایی دارد.
شاعر هم می گوید درس معلم گر بود زمزمه محبتی/ جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را ؛ بنابراین اگر مبلغ و مربی دینی و پرورشی با بچه ها رفیق باشد و ارتباط عاطفی برقرار کند. اگر روز جمعه هم کلاس بگذارد شرکت می کنند اما گاهی مربی فقط می خواهد مطلب را بگوید و برود و نمی خواهد ارتباط عاطفی برقرار کند یا سخنران ممکن است جایی سر ساعت بیاید و سخنرانی کند و برود و دیگر وقت نمی گذارد که قبل مراسم
بیاید یا بین مخاطبین بنشیند.
ولی اگر سخنران مذهبی ده دقیقه قبل از سخنرانی وقت بگذارد و با مخاطبین سلام و علیک کند و گفتگوی صمیمانه ای داشته باشد و ابراز علاقه کند و بعد سخنرانی خود را شروع کند علاقه مردم هم نسبت به قشر مذهبی و جامعه روحانیت بیشتر می شود چرا که مردم هم خیلی دوست دارند کسی پای حرف آنها بنشیند.
البته مبلغین و روحانیون موفق در این زمینه داریم اما به مقدار نیاز جامعه کم است. مردم باید ابتدا خود سخنران یا مربیان پرورشی را دوست داشته باشند بعد حرفهای شان را نه اینکه حرف ها مهم تر از خودشان باشد.
نکته قابل تامل دیگری که باید مطرح کرد این است که پیامبر اکرم(ص) اینگونه بودند که  مردم اول اخلاق ایشان را پسندیدند و عاشق خودشان شدند.
نبی مکرم اسلام(ص) روی مساله ارتباط با مخاطب و عموم مردم کار می کردند و به تمام مسائل روان شناسی و جامعه شناسی احاطه داشتند بنابراین اول افراد جذب اخلاق پیامبر اکرم(ص) و بعد جذب گفتارشان می شدند.
نکته قشنگی شما اشاره کردید که خواننده آن مراسم سعی می کرده با جملاتی مخاطبین را مجذوب خودش کند و چه بسا قبلا نیز مخاطبان او چنین رفتاری را از او دیده بودند لذا دنبالش بودند و کار خوب را از هر کسی باید یاد گرفت.
اینها روش و منش و فرمول های خوبی است که هر کسی می تواند استفاده کند و قابل اجرا هستند و اما نکته مهم و قابل ذکر این است که قبل از هر کسی این روش ها را دین ما و پیشوایان دینی ما یاد داده اند در حالی که ما کمتر از آن ها بهره برده ایم.
 
کد مطلب ۲۷۹۲۸
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما