۰
تاریخ انتشار
سه شنبه ۲۷ شهريور ۱۳۹۷ ساعت ۱۱:۲۴
سبک زندگی رضوی/34

در من از سوز عطش تاب سخن گفتن نيست

ملیحه جهانبخش
در من از سوز عطش تاب سخن گفتن نيست
روضه خوان مقتل می خواند... واقعه هر روز محرم را می گفت... همه روزها یک طرف... روز هفتم محرم به بعد یک طرف... به روز هشتم که می رسید گریه اش بند نمی آید... وقتی می خواست روضه روز هشتم را بخواند به صاحب مجلس می گفت لیوان آب را از مقابلش بر دارند... می خواست از تشنگی بگوید... می خواست از بیتابی کودکان بگوید... می خواست عطش را روایت کند... می گفت: "باید این روضه را با لب تشنه بخوانم..." روز هشتم محرم روزی است که آب در خیمه ها نایاب شد...
«عطش افتاده به جانم جگرم مي سوزد
هستي ام ز آتش غم ها به برم مي سوزد
در من از سوز عطش تاب سخن گفتن نيست
دهنم خشك و دلم خون، جگرم مي سوزد
عطش و داغ دل و تابش خورشيد و سلاح
آتشي هست كه پا تا به سرم مي سوزد»1
«"خوارزمی" در مقتل الحسین و "خیابانی" در وقایع الایام نوشته ‏اند كه در روز هشتم محرم امام حسین علیه السلام و اصحابش از تشنگی سخت آزرده خاطر شده بودند؛ بنابراین امام علیه السلام كلنگی برداشت و در پشت خیمه ‏ها به فاصله نوزده گام به طرف قبله، زمین را كَند، آبی گوارا بیرون آمد و همه نوشیدند و مشكها را پر كردند، سپس آن آب ناپدید شد و دیگر نشانی از آن دیده نشد. هنگامی كه خبر این ماجرا به عبیداللّه‏ بن زیاد رسید، پیكی نزد عمر بن سعد فرستاد كه: به من خبر رسیده است كه حسین چاه مي‏كَند و آب بدست مي‏ آورد. به محض اینكه این نامه به تو رسید، بیش از پیش مراقبت كن كه دست آنها به آب نرسد و كار را بر حسین علیه السلام و یارانش سخت بگیر. عمر بن سعد دستور وی را عمل نمود.»2
«در این میان یکی از یاران امام حسین(ع) به نام "یزید بن حصین همدانی" از امام اجازه گرفت تا با عمر بن سعد گفتگو کند. امام حسین(ع) اجازه دادند و او بدون اینکه به عمر بن سعد سلام کند بر او وارد شد.
عمر بن سعد گفت: ای مرد همدانی! چه چیز تو را از سلام كردن به من بازداشته است؟ مگر من مسلمان نیستم؟ گفت: اگر تو خود را مسلمان مي‏پنداری پس چرا بر عترت پیامبر شوریده و تصمیم به كشتن آنها گرفته ‏ای و آب فرات را كه حتی حیوانات این وادی از آن مي‏نوشند از آنان مضایقه مي‏كنی؟
عمر بن سعد سر به زیر انداخت و گفت: ای همدانی! من مي‏دانم كه آزار دادن به این خاندان حرام است، من در لحظات حسّاسی قرار گرفته‏ام و نمي‏دانم باید چه كنم؛ آیا حكومت ری را رها كنم، حكومتی كه در اشتیاقش مي‏سوزم؟ و یا دستانم به خون حسین آلوده گردد، در حالی كه مي‏دانم كیفر این كار، آتش است؟ ای مرد همدانی! حكومت ری به منزله نور چشمان من است و من در خود نمي‏بینم كه بتوانم از آن گذشت كنم.»3
روز هشتم محرم تنها ندای العطش یاران حسین(ع) و خاندان اش نیست... بلکه مظلومیتی است که قرن ها شیعه را به گریستن وا می دارد و بر دشمنان حسین(ع) و خاندان مطهرش لعن و نفرین می فرستد...
امام رضا(ع) درباره گریه بر مصیبت امام حسین(ع) فرموده اند:
«گریه کنندگان باید بر کسی همچون حسین علیه السلام گریه کنند، چرا که گریستن برای او، گناهان بزرگ را فرو می ریزد.»4 (بحار الانوار، ج 44، ص 284)
___________________________________________________________________________________________
  1. شاعر : استاد سید رضا موید
    وقایع الایام، ج5، ص27؛ مقتل الحسین، خوارزمی، ج1، ص244.
    كشف الغمة، ج2، ص47.
    فَعَلی مِثل الحُسَینِ فَلیَبکِ الباکُونَ فَاِنَّ البُکاءَ عَلَیهِ یَحُطُّ الذُّنُوبَ العِظامَ
 
 
کد مطلب ۳۳۷۸۰
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما